السيد الخميني
418
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
صاحب منصب است و كى از فقراست . لباسْ همان لباس فقرا و عشرتْ همان عشرت فقرايى . و در اجراى عدالت طورى بود كه اگر چنانچه يك نفر از پايين ترين افراد ملت بر شخص اول مملكت ، بر سلطان ، بر رعيت ادعايى داشت و پيش قاضى مىرفت ، قاضى شخص اول مملكت را احضار مىكرد و او هم حاضر مىشد ؛ و اگر چنانچه حكم بر خلاف او مىكرد تسليم بود . و مع الاسف بر بشر ، حتى بر خودِ مسلمين ، مزاياى اسلام مخفى است و دست ستمكارها و نفتخوارها نگذاشته است كه اسلام به آن طورى كه هست پيش مردم روشن بشود . اگر چنانچه اسلام به آن طورى كه هست پياده بشود و اجرا بشود ، اميد آن را داريم كه تمام بشر در تحت لواى اسلام بيرون بيايد ؛ تمام مكتبها شكست بخورد . مع الاسف نگذاشتند كه اسلام را بشناسند مردم . گاهى اسلام را به صورتِ ، به وصفِ « ارتجاع » تعبير كردند و گاهى به خشونت تعبير كردند و گاهى به اينكه چيزى كه در هزار و چند صد سال پيش از اين بوده است حالا نمىتواند اداره كند . تمام اينها تبليغات است . و شواهد زنده در متن اسلام است كه اين مسائل اين طور نيست كه مبلغين ساير ملل براى اسلام گفتهاند . ما به دنبال اسلام اصيل هستيم ما مىخواهيم اسلام را - لا اقل حكومتش را - به يك نحوى كه شباهت داشته باشد به اسلام اجرا بكنيم تا شما معنى دموكراسى را به آن طورى كه هست بفهميد ، و بشر بداند كه دموكراسى كه در اسلام هست با اين دموكراسىِ معروف اصطلاحى كه دولتها و رؤساى جمهورى و سلاطين ادعا مىكنند بسيار فرق دارد . قوانين الهى طورى نيست كه بشود با اين مجالس دربارهء آن - و لو اجمالًا - توضيح داد لكن يك نمونهء كوچكى را اينجا من اظهار مىكنم . قوانين اسلام يك قوانينى است كه براى اشخاص هست ، فرد فرد بشر ، روابطى كه هر فرد بشر با خدا دارد ، روابطى كه هر فرد بشر با پيغمبر اسلام دارد ، با حكومت دارد ، روابطى را كه هر فرد با فرد ديگر بايد داشته باشد ، روابطى كه هر فرد با غير ملت خودش بايد داشته باشد - كليهء روابطى كه امكان دارد بين يك بشر با افراد ديگر بشر يا جوامع بشرى باشد - در اسلام مطرح است و حكم دارد . اين احكامْ بسيارى راجع